قرابادين تأليف نيكولاس سالرنويي را غالباً قرابادين صغير مي‌نامند، تا از قرابادين بيزانسي‌ معروف به قرابادين كبير مشخص باشد( ¿ يادداشت اين جانب درباره‌ٴ مورپسس در نيمه‌ٴ دوم‌ سده‌ٴ سيزدهم‌). قرابادين نيكولاس 140 ـ 150 نسخه براي تهيه‌ٴ داروها دارد، كه اغلب آنها بسيار پيچيده است‌، هم‌چنين موارد استعمال و تأثير آنها ذكر شده است‌. نوعي اسفنج بيهوشي را براي‌ افزايش مدت بي‌حسي توصيه مي‌كند. قريب يك سوم اين نسخه‌ها در قرابادين‌هاي قديم يا اوايل قرون وسطا، ديده مي‌شود؛ اختلاف خاص آن با قرابادين‌هاي قديم از اين لحاظ است كه‌ تحت تأثير فراوان آثار عربي بوده‌، در حالي كه قرابادين‌هاي اوايل قرون وسطا تقريباً به‌طور كامل‌ از آن بركنارند. قريب نيمي از نسخه‌ها را در ترجمه‌هايي كه قسطنطين افريقي (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ يازدهم‌)، تدوين كرده مي‌توان يافت‌.
ممكن است قرابادين نيكولاس صرفاً تجديد نظري در يك قرابادين قديمي‌تر سالرنويي بوده‌ باشد، با كمك معلومات جديد عربي‌. با اين‌همه‌، چنين فرضيه‌اي براي توضيح مقدار نسبتاً زياد موضوع‌هاي قديمي كه در آن ديده مي‌شود، لزومي ندارد. مختصر اين‌كه‌، قرابادين سالرنو مجموعه‌اي است از اغلب نسخه‌هاي به‌جاي‌مانده از نويسندگان يوناني و لاتيني‌، به‌علاوه‌ٴ افزوده‌ها و اصلاحات به‌دست آمده از مآخذ جديد عربي‌. به‌خاطر التقاطي بودن‌، يعني تركيب‌ شگفت‌انگيز نوآوري و محافظه‌كاري بود كه از چنان رواجي برخوردار شد، و شاهد آن تعداد فراوان ترجمه‌ها، اقتباس‌ها و شرح‌ها به‌زبان‌هاي ايتاليايي‌، فرانسوي‌، اسپانيايي‌، عبري‌، و حتي‌ عربي است‌. ازاين رو، مطالعه‌ٴ سير سنتي آن بسيار دشوار است‌، مثلاً دست‌كم دو، شايد چهار، ترجمه‌ٴ مختلف آن به‌عبري وجود دارد. مي‌توان گفت كه قرابادين سالرنو مبناي همه‌ٴ دارونامه‌هاي‌ بعدي است‌.

سالرنوس‌1

از پزشكان سالرنويي كه در حدود 1130 ـ 1160، در سالرنو مي‌زيست‌. رساله‌ٴ مختصري درباب‌ آشنايي با طب‌، مختصري در باب آسيب‌شناسي و درمان‌، به‌نام كاتوليكا، و رساله‌اي در جدول‌هاي طبي نوشت‌، كه به‌احتمال زياد از ابن‌بطلان (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم‌)، و اين جزله‌ (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ يازدهم‌)، پزشكان مسيحي بغداد الهام گرفته شده بود. اشاره‌ٴ سالرنوس به‌تقطير الكل از قديمي‌ترين اشاره‌ها در غرب لاتيني است‌؛ ممكن است از قديمي‌ترين اشاره‌ها در سراسر جهان باشد. تنها اشاره‌ٴ مشخص ديگري كه از آن آگاهم‌، و ممكن است مقدم بر سالرنوس‌ باشد، در تحريرثانوي كليد مبتديان‌، منتسب به آدلارد باثي است (ج 1، ص 523).


Salernus .1